علی اصغرعلی اصغر، تا این لحظه: 14 سال و 11 ماه و 6 روز سن داره
سلماسلما، تا این لحظه: 8 سال و 6 ماه و 15 روز سن داره

علی شازده کوچولوم

از هر دری سخن...

سلام سلام به پسر ناز خودمام دوستای خوبم شما خوبین نی نی جونیا خوبن خدارو شکر ماهم ای بد نیستیم شکر خدا میگذرونیم روزها تتد تند میان و میگذرن علی جونمم هم واسه خودش آقایی شده قشنگ میشه بزرگ شدنش رو دید یک پسر شیرین زبون و شیطون و باهوش که کافیه یه چیزی رو ببینه یا بشنوه فوری ضبط میکنه مثلا وقتی ما به زبان ترکی حرف میزنیم فوری یاد میگیره  و سعی میکنه اونو بین حرف هاش به کار ببره... مامانی دیگه چند وقتی میشه که تنهایی تو اتاق خودت میخوابی هر موقع خوابت میاد میگی مامان من قصه منگول منگولی میخوام(شنگول منگول) منم پیشت دراز میکشم و بهت قصه میگم و شما فوری تو خواب شیرین میری .. چند تایی شعر بلدی که بخونی چند تا هم...
19 دی 1393

تولدت مبارک پسرم

عزیزترینم تولدت مبارک سلام  گل پسرم مامانی  جونم ببخش که با تاخیر اومدم و وبلاگت رو به روز کردم عزیزم امسال  هم به خاطر ماه محرم تولدت رو خانوادگی یه جشن کوچولو گرفتیم حدود 25 نفر از فامیلای نزدیک که دوست داشتیم تو بهترین روز زندگیمون با ما باشن و شما هم از حضورشون تو تولدت خیلی خوشحال بودی دعوت کرده بودیم که خیلی زحمت کشیده بودن و تشریف آورده بودن و با کادو ها شونم شرمندمون کرده بودن   بعد شام که کیکت رو بابایی اورد چنان دوقی کردی و می خندیدی واسه من و بابایی این از همه حوشی های دنیا با لرزش تر بود...   خاله فاطمه و علی آقای گ...
11 آذر 1393

پسرپاییزی من

سلام پسرم زندگی  من یه آذر ماه دیگه رسیده و پسرمن یه سال بزرگتر  واقعا روزها چه زود زود میگذره انگارهمین دیروز بود که منتظربو دیم تو آغوشت بگیریم خدارو شکرهزاران هزار مرتبه شکرکه خدا تورو به ما هدیه کرد  عزیزم هنوز لپ تاپم درست نشده واسه همین نمیتونم پست درست حسابی بزارم با عکس ایشالا چند روزدیگه که تولدته سعی میکنم به نحوی شده عکس جدید بزارم دوست دارم قد یه دنیا
3 آذر 1393

شاهکارگل پسری

سلام سلام پسرم و دوستای خوبم ببخشین که یه مدتیه نتونستم برات بنویسم آخه لپ تاب رو انداختی زمین هاردش سوخته الانم با گوشی اومدم هم دوستای گلم سرزدم خواستم یکی دو خط هم برات بنویسم ایشالا سعی میکنم زود بیام
13 آبان 1393